سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانشگه میفتد از این سو گه میفتد از آن سوچشمش بلای مستان ما را از او مترسانای عشق الله الله سرمست شد شهنشهاندیشهای که آید در دل ز یار گویدآن روی گلستانش وان بلبل بیانشاین صورتش بهانهست او نور آسمانستدی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانشآن کس که مست گردد خود این بود نشانشمن مستم و نترسم از چوب شحنگانشبرجه بگیر زلفش درکش در این میانشجان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانشوان شیوههاش یا رب تا با کیست آنشبگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانشپس این جهان مرده زندهست از آن جهانش
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۹ ساعت ۸:۳۵ ب.ظ توسط dvb
|
با سلام خدمت دوستان اين وبلاگ رو راه انداختيم تا بچه ها يه جا داشته باشن كه در مورد هر چي ميخوان مطلب بزارن ( البته هرچيه هرچي هم نه ها . . . ) تا بقيه هم بتونن از اين مطالب استفاده كنن .هر كي كه ميخواد اينجا مطلب بنويسه به عنوان نویسنده به اين آدرس ايميل بزنه CasinoKashani@yahoo.com و نام کاربری و رمز خود رو برای ما ارسال کنه تا ما براشون اکانت نویسنده ایجاد کنیم .