بازگشت active
حالا در هر صورت!!!! حالا که دیدم کازینو آرومه اومدم...
(امیدوارم که بچه ها به یاد این باشن که تا فارق التحصیلی شون تنها یه ترم مونده.....تنها وتنها یه ترم)
حالا در هر صورت!!!! حالا که دیدم کازینو آرومه اومدم...
(امیدوارم که بچه ها به یاد این باشن که تا فارق التحصیلی شون تنها یه ترم مونده.....تنها وتنها یه ترم)
کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟
بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.
حالا برو ببین نامه ش چی بود البته تو ادامه مطلب
روزی مردي نابينا روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود:
«من کور هستم لطفا کمک کنيد»
روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت، نگاهی به او انداخت.فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوی اورا برداشت آن را برگرداند و اعلان ديگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
عصر آنروز، روز نامه نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است.
مرد کور از صدای قدم های او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگويد که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چيز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل ديگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:
((( امروز بهار است، ولی من نمی توانم آنرا ببينم )))
نتيجه اخلاقيش مهمه
برو به ادامه مطلب
من بعد از مدتی چند اومدم
تو این امتحانا اگه اومدی کازینو خوندنش برا زنگ تفریح جالبه!!!!!!!!!
آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچهء غير پاستوريزه ، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نماليد .
خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من، نه تنها کمکي به رشد فکري من نمي کنه، بلکه براي شير شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم يکي از اجسام داخل خانه محسوب مي شود.
پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من به بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشمهاي تلسکوپي، گوشهاي ماهواره اي و سيبيلهاي دم الاغي اش مرا به ياد قرضهاي شما مي اندازد! ، مخصوصاً وقتي که چشمهاي خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهايش ” بول بول بول بول” مي کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهي کف شامپو تو چشت! شب بخوابي خواب بد ببيني! جيش کني تو شلوارت
مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد
آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست
خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي” بچه سوسک مرده” بدهد
آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم مرا “پووووووف” مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم
دخترا چند نوع داداش دارن؟! :
1-داداش اینترنتی تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیرت!و بدون وجدان درد اد لیستشو نو پر از این داداشیهای رنگ و وارنگ کنن!
2-داداش خر زور تا در موقع لزوم حال بعضیا رو بگیره
3-داداش خوش تیپ و پولدار تا به دوستاش بگه این بی-اف منه
4-داداش خر خون تا در موقع امتحان براش تقلب بنویسه
5-داداش ماشین دار تا اونو اینور و اونور برسونه
6-داداشی که چشم دیدنشو نداره(همون داداش واقعی خودش)!
باحال بود نه!!!!!!!!!!!!
فصل امتحانات شروع شده و بازار تقلب داغه داغ ... اصلا امتحان بدون تقلب مگه ميشه !!! پس بايد تقلب كرد ... تو این پست هم شما میتونید راه و روش های تقلب رو یاد بگیرین
حتی اگر شما را از همرزمانتان جدا کنند

بقیه اش تو ادامه مطلبه
بقیه اش تو ادامه مطلبه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
همگام با چشمانم التماس میکنند
چشمانم را بارشی ...
سیل اسا در بر گرفته ...
میبارند تا شاید آتشی که روشن ساخته ای را خاموش کنند...
قلبم از دوریت یتیم شده ...
تپش هایش حالت غریبی دارند
دستهایم میلرزند و حافظ را میگشایند
ولب هایم بیتی را زمزمه میکنند که انگار حافظ از زبان من گفته است
( ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
جانم بسوختی و به جان دوست میدارمت )
جانم سوخت و هیچ بارانی خاموشش نکرد
دوستت داشتم و چشمانت باور نکرد..........
دیدنش خالی از لطف نیست
پس برو توادامه............
دلیل اول
این هنرمند متعهد و پایبند به کانون گرم خانواده بیش از 4 بار ازدواج کرده و این سنت حسنه را بیش از پیش به جا آورده . لذا هر تلاشی که انجام داده در جهت رفاه خانواده بوده و بر خلاف همکارانش ، مردان را به صورت حلال به فیض رسانده ، لذا وی به عنوان یک الگو برای جامعه خودش ، با هرگونه پاشیدگی و پاره گی خانوادگی مخالف است
دلیل های بعد توی ادامه ببین
دگرها شنیدستی این هم شنو
که اسفندیارش یکی Disk داد
بگفتا به رستم که ای نیکزاد
این از سروده های جدیده که اومده
بقیه تو ادامه مطلب هستش نخونی از دستت پریده
میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جایی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقیه میفروشن
. خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، فر زندان من هستند و بهشت به همه فر زندان من تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت! برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!! جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بفرمایید؟ جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟ شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...من از همین لحظه به بعد دیگه دیگه با خانوم های محترم کل کل نمی کنم(البته فقط محترم)اونم نه به خاطر کسی(مدیریت)یا چیزی.فقط به خاطر احترام به نظر همه ی کازینوییهای محترم.{این از کل کل.محض اطلاع}
یه مطلب مهم دیگه هم هست که میگم(با مدیریت و یکسری از کازینویی هام)
ما نویسنده ها تو کازینو اومدیم (اونم با اسم های مستعار)که مطلب های مفید و بی طرفانه بزاریم)و از این وبلاگ لذت ببریم.
چند وقتی هست میبینم یکسری از بچه ها با توجه به دونستن اسم خودشون و بعضی از بچه ها دارن مطلب های یکطرفه میذارن.
(راحت بگم با دونستن اسمهای اصلی خودشون و بچه ها شروع کردن به پست های مسخره گذاشتن)
برای مثال اگه دوست خودشون که میشناسنش پستی بزاره با هزار به به چه چه میگن چه پست قشنگه خوبی گذاشتی وبا هزار تشکر برا همدیگه پیپسی وا میکنن و برا هم مطلب میزارن و یا با هم گیر میدن به بچه ها و مسخره میکنن و بهشون میخندن.
حالا من میگم(که مطمئن هستم حرف خیلیاست)ما اومدیم کازینو :اگه مطلب درسی و علمی ومفید هست همه استفاده کنن و اگه طنزه با هم بخندیم نه اینکه به هم بخندیم.
سعی کنیم این کارارو کنار بذاریم.(ایشالا که دیگه دیده نشه)مرسی
من در صورت دیدن دوباره این کار و با شناختی که از اسم اصلی کازینویی هایی که این کارو میکنن دارم
اسم اصلی خودشون رو تو نظرات مینویسم تا بچه ها بشناسن چه کسایی این کارو میکنن.
ایشالا که دیگه دیده نشه همه از کازینویی بودن خودشون لذت ببرن.
......
.....
...
..
.
من خیلی از سر وتهش زدم حالا شد این:
گذاشتم تو اداامه مطلب










چی بگم خودتون کلاهاتونو قاضی کنید و نظر بدید
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیستپی اصلاح خطاها برویم
بقیه ش تو ادامه هستش(باحال تره از دست ندی)
میگن که برین تو سایت های......... میگیرن میبرن کهریزک
از ما گفتن
به به .فصل تابستون نزدیکهو و وقت سفر .بریم کجا ؟ همه میگن بریم شمال. چه خبره ؟ بیا لب دریا ببین چه خبره؟
همه چیز از همینجا شرو میشه .میری لب دریا و عشاق رو میبینم که با لباش میرن توی دریای کثیف که پر از آشغاله .البته این بنده های خدا هم تقصیر خودشون نیست دوست دارن با هم شنا کنن.به یاد فیلم های شاهرخ خان که با دختر های هندی در آب شنا می کنه .وقتی میری کنار صاحل بر روی شناهای روان پا میزاری . ای بابا یادم نبود دارم طنز می نویسیم . میریم سر اصل مطلب .بعضی از عشاق که وضعیت مالی بهتری نسبت به عشاق لب دریا دارن سوار بر عایق موتوری میشن و به یاد فیلم تایتانیک بر روی کشیده می ایستند و همدیگر رو در آغوش می گیرن .ولی در پاره ای مواقع بعضی از عشاق به جزیره کیش میرن که واقعاً جای با صفایه .اینکه هر روز باید بری خرید که معلومه ولی عشاق که اهل عشقو حال هم هستن به جاهایی مثل کنار ساحل نزدیک کشتی رومی ها میرن که واقعاً منظره زیبایی داره میرن البته من یه چیزی رو بگم که این کشتی پوسیده از دوستان که بلیط این کشتی رو خریدن خواهش می کنم که برن و بلیط رو پس بدن آخه بعضی ها ساعت حرکت کشتی رو ازت می پرسن.ما کاری به این کارا نداریم .شب هم کنار ساحل عشاق زیادی دیده میشه که در حال گفت و گو هستن البته یه سری هم به رستوران ها بزنید عالیه که از شلوغی و تعدد عشاق راه برای رفتن به طرف صندوق نیست .بعضی از افرادی که به سفر می رن در طی سفر به معشوقه خودشون میرسن مثلاً در کشتی در اتوبوس در هواپیما البته اگه سقوط نکنه در قطار در ماشین و با هم رابطه بر قرار می کنن.
ادامه مطلب رو حتما بخونیدتا دیروز می گفتن دوست دختر امروز می گن داف(هر چند نمی دونن داف با چه الفیه)
- تا دیروز موهاشنو با ژل سیخ می کردن امروز با اندوگراف(هر چند شما پسرا عقلتون به اندوگراف نمی رسه)
- تا یروز ابروهاشونو بر می داشتن امروز تاتو می کنن(الگوشونم حامد هاکانه)
- تا دیروز رو کاغذ کاهی شماره مینوشتن امروز بیزینس کارت می دن(هیچ جا هم اعتبار داره)
- تا دیروز تریاک رو چراغ نفتی دود می کردن امروز رو شومینه(معتادا هم معتادای قدیم)
- تا دیروز تو کوچه بنبست قرار می ذاشتن امروز تو کافه تریا(زودم قهر می کنن پولشونو دختره حساب کنه)
- تا دیروز سقز می ترکوندن امروز اکس می ترکونن(سقزم بهشون توهم می داده)
- تا دیروز آشغال دم در می ذاشتن امروز خودشونم با اشغالا وا می سن دم در(اونم با عینک دودی)
- تا دیروز ساعت ۹ می خوابین امروز اصلا شبا خونه نمی یان که بخوابن(کارتون خواب می شن)
- تا دیروز مرطوب کننده ی گل پسند می زدن امروز کرم پودر ساویز(خارجی شو می خوای چکار)
- تا دیروز عطر کبرا می زدن امروز noxa می زنن(ولی بازم بو گند می دن)
- تا دیروز دخترا رو سوار می کردن امروز به دخترا سواری می دن(خر سواری دولا دولا نمی شه)
- تا دیروز واسه سگشون قلاده می خریدن امروز واسه خودشون می خرن(واق واقم می کنن)
- تا دیروز کارت تلفنشونو پرس می کردن امروز سیم کارتشونو پرس می کنن(ولی بازم همراهشون به علت بدهی قطع می شه)
- تا دیروز ریش درویشی می ذاشتن امروز ریش بزی بزی(گرگم می خورتشون)
- تا دیروز آتاری بازی می کردن امروز دختر بازی می کنن(همیشه هم گیم اوور می شن)
- تا دیروز با درو دیوار عکس می نداختن امروز با درو داف!
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان
ای ول به دختره حرکتش خیلی با حال بود نظر شما چیه؟![]()
سوالات کنکور سراسری ........... ایران !!(مطالب طنز)
ادبی :
ا – در بیت زیر منظور از ساقیا چیست ؟
« ساقیا آمدن عید مبارک بادت »
الف ) ساقیهایی که در کوچه و بازار می بینیم
ب ) کار و کاسبی ساقیا تو عید توپه توپه
ج ) ساقی کمر باریک
آنکس که نداند !
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند