دل نوشته های دوست......
سوختن را باک نیست بر من عاشق ای یار
درد آن است که تو از عشق من سرد شوی
در جان سوخته ام یاد تو تا بی
نهایت زنده است ...
ومن لحظه به لحظه از غمت میمیرم ....
مرگ جانم را چه باک ؟
مرگ یادم در یادت مرگ است ...
خسته نمیشوم ... نه!!!!!!!!!!!!!!!!! خستگی تکرار نامت تا ابد نیست
چه بگویم از گفتنی ها و چه نگویم که نگفته هایم بسیارند ..............
و گوش های تو نه گفته هایم را شنید
و نه دانست نگفته هایی دارم ...
مهم نیست که صدایم برایت نا آشنا ماند ....
مهم ان است که من صدایت را نشنیده دوست دارم
و حرف های نگفته ات را از چشمانت شنیده ام...
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۰ ق.ظ توسط Active
|